حسن حسن زاده آملى
291
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)
چون اين تحقيق انيق درباره افعال و آثار و هم و عقل دانسته شد جواب از اشكال دوم به خوبى معلوم مىشود . اما جواب از اشكال اول اينكه فارابى در فص چهل و هفتم تصريح كرده است كه در ميان قواى باطن حس مشترك و واهمه مدرك اند پس بقرينه آن فص مذكور مراد از حس باطن در اين فص دانسته مىشود . علاوه اينكه كسى را رسد كه بگويد همه قواى باطن مدرك اند كه عمل خيال و متصرفه و حافظه بدون ادراك آنان محفوظات و متصرفاتشان را صورت نپذيرد و تحقق نيابد فافهم و تدبر . تبصره : اين كه و هم را قوه مستقل در قبال عاقله آورده ايم بنابر حكمت رائج مشاء است كه ادراكات را چهار نوع گفته اند و انواع چهار گانه ادراك عبارت از احساس و تخيل و تو هم و تعقل است . و بنابر مذهب تحقيق ، و هم مرتبه نازله عقل است و بعبارت ديگر و هم عقل ساقط است بنابراين حق در اقسام ادراك تثليث است نه تربيع . و ما اين مطلب را در « هزار و يك نكته » نكته اى قرار داده ايم و ماخذ لازم آن را از كتب معتبره كه اصول علمى اند ذكر نموده ايم و آن خود يك مقاله بلكه رساله اى بسيار سودمند است .